ارزش وجايگاه وحدت از منظر قران وسنّت::
يکي از عوامل پيشرفت ملّتها و رمز پيروزي انان ، پيوند و اتّحاد بوده است همانگونه اي که با اتّحاد قطرات اب ، مخزن بزرگ سدّ تشکيل وبا پيوستن جويهاي کوچک به همديگر رودخانه هاي عظيم ايجاد مي گردد ، با اتّحاد انسانها به همديگر صفوف بزرگي تشکيل مي شود که دشمن با نگاه به ان به وحشت افتاده وفکر تجاوز به به انان را براي هميشه از سر بيرون مي کند* تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ *(1:انفال60) قران کريم ملّت اسلامي را به سوي يگانه عامل وحدت،در تمسّک به حبل الله دعوت مي کند واز هر گونه تفرقه بر حذر مي دارد * وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ *(ال عمران103)بلکه اختلاف وپراکندگي وبه جان هم افتادن را يکي از بدترين عذابها بشمار مي اورد * قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ يَلْبِسَکُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ *(انعام65)ابن اثير مي گويد : مراد از «شيعأ» همان تفرقه ميان امّت اسلامي است (1) پيامبر اعظم (ص) مي فرمايد : تمام مسلمانان عالم اعضاء يکديگرند و همه انها بمنزله يک پيکرند که اگر عضوي از ان به درد ايد ساير اعضاء نيز متأثر خواهد شد (2) اميرالمومنين (ع) مي فرمايد : ملازم جامعه اسلامي باشيد چون دست خدا همواره با جماعت است ، واز تفرقه بپرهيزيد زيرا گروه اندک طعمه شيطان مي گردد همانطور که گلّه اندک، نصيب گرگ مي گردد (3)
اهميّت وحدت در عصر حاضر:
شکّي نيست که ما در عصري زندگي مي کنيم که تمامي دشمنان اسلام براي نابودي اسلام هم پيمان گشته ، تمامي امکانات سياسي و اقتصادي خود را در سقوط اسلام از صحنه بين الملل بکار گرفته اند . که طرح نوين « هانتيگون» نظريه پرداز بزرگ کاخ سفيد و استرتژيست معروف يهودي در کتاب «برخورد تمدّنها» مويّد اين مطلب است . ودر چنين عصري بيش از هر عصري ، مسلمانان نياز به وحدت دارند و شايد بيش از هر زماني جا معه اسلامي به همکاري و مساعدت يکديگر نياز مند است.شايداهميّت سخن پيامبر اعظم(ص) که مي فرمايند:« من اصبح ولم يهتمّ بامور المسلمين فليس بمسلم»کسي که به فکر مشکلات برادران ديني خود نباشد مسلمان نيست . در اين زمان بيش از هر زمان ديگري ملموس باشد.بديهي است که در موقعيت فعلي ، هرگونه حرکت مشکوک که موجب تفرقه ميان صفوف مسلمانان باشد به صلاح اسلام نيست . وهرگونه فحش وناسزا از مسلمانان به يکديگر قبل از انکه به وحدت ميان مسلمين وتقريب بين مذاهب ضربه بزند ،چهره نوراني مکتب اسلام را در سطح بين الملل مخدوش مي کند و طبقه تحصيل کرده را به مکتب نوراني اسلام بد بين مي کند.
4: في غريب الحديث ج 2ص 520
5: مسند احمد ج 4 270
6: نهج البلاغه لصبحي الصالح
بنام خدا
سلام دوستان
ابن تيميّه بنيانگذار فكرى وهّابيّت
أحمد بن تيميّه در سال 665 ق، پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنيا آمد، و تحصيلات اوليّه را در آن سر زمين به پايان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام و همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزيد.
در سال 698 هـ ق، به تدريج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسير آيه شريفه (الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى )(3)، در شهر حماة(4) براى خداوند تبارك وتعالى جايگاهى در فراز آسمانها كه بر تخت سلطنت تكيه زده است، تعيين كرد(5).
اين تفسير مخالف آيات قرآن چون: (لَيْسَ كَمِثْلِهِى شَىْءٌ )(6) و (وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُم )(7) مى باشد كه خداوند را از هر گونه تشبيه به صفات مخلوقات باز داشته است.
انتشار افكار باطل «ابن تيميّه» در دمشق و اطراف آن غوغايى به پا كرد، گروهى از فقهاء عليه او قيام كرده و از جلال الدين حنفى قاضى وقت محاكمه وى را خواستار شدند، ولى وى از حضور در دادگاه امتناع ورزيد.
«ابن تيميّه» همواره با آراء خلاف خود افكار عمومى را متشنّج، و معتقدات عمومى را جريحه دار مى كرد، تا اينكه هشتم رجب سال 705 هـ ق، قضات شهر همراه با وى در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و كتاب «الواسطيّة» وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «كمال الدين زملكانى» و اثبات انحراف فكرى و عقيدتى «ابن تيميّه» او را به مصر تبعيد كردند.
در آنجا نيز بخاطر نشر انديشه هاى انحرافي توسّط «ابن محلوف مالكى» قاضى وقت به زندان محكوم گشت، و سپس در 23 ربيع الأوّل سال 707 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى بخاطر پافشارى بر نشر عقايد باطلش، قاضى «بدر الدين» وى را محاكمه كرد و احساس نمود كه وى در قضيّه توسل به پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ادب را نسبت به حضرت رعايت نمى كند، بنابر اين او را روانه زندان كرد(8).
عاقبت در سال 708 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى فعّاليّت مجدّد وى باعث شد كه آخر ماه صفر سال 709 هـ ق، به اسكندريّه مصر تبعيد شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.
ابن كثير مى نويسد: در 22 رجب سال 720 هـ ق، به خاطر فتاواى دور از مذاهب اسلامى به دار السعاده احضار شد، و قضات هر چهار مذهب (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) او را مذمّت و به زندان محكوم كردند، تا اينكه در دوّم محرّم سال 721 هـ ق، از زندان آزاد گرديد.
ابن حجر عسقلانى و شوكانى از علماء بزرگ اهل سنّت مى نويسند: قاضى شافعى دمشق دستور داد كه در دمشق اعلان كنند كه: «من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله»(9).
هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است.
بنام خدا
در چنين موقعيت بسيار سختى که مسلمانان بيش از هر عصرى نياز به وحدت و همکارى بر ضد دشمن مشترک داشتند ، « محمد بن عبد الوهّاب » مسلمانان را به جرم توسل به انبياء و اولياء الهى ، مشرک و بت پرست قلمداد کرد و فتوا به تکفير آنان داد و خونشان حلال و قتل آنان را جايز و اموال آنان را جزء غنائم جنگى به حساب آورد و پيروان او به استناد اين فتوا هزاران مسلمان بى گناه را به خاک وخون کشيدند که در قسمت بعدى به تفصيل بيان خواهد شد « محمّد بن عبد الوهّاب » در سال 1115 در شهر عُيَينه واقع در صحراى نجد عربستان به دنيا آمد و در سال 1206 ديده از جهان فرو بست گفتنى است که وى مبتکر و بنيانگذار فرقه وهّابيّت نبود بلکه قرنها پيش از او اين عقايد يا بخشى از آن توسط برخى از عالمان کج انديش حنبلى مانند « ابن تيميّه » و شاگردان او اظهار شده بود ولى باتوجه به مخالفتهاى صريح علماى اهل سنت و شيعه در بوته فراموشى سپرده شده بود و مهمترين کارى که « محمّد بن عبد الوهّاب » انجام داد اين عقايد باطل را به صورت يک فرقه و يا مذهب جديدى در آورد که با تمام مذاهب چهارگانه اهل سنت و مذهب شيعه تفاوت داشت و در تضاد بود او در آغاز کار خويش وقتى به بصره آمد و عقايد خويش را اظهار نمود با مخالفت شديد بزرگان مواجه شد به طورى که مردم عليه او قيام نموده و او را از شهر بيرون کردند « وتجمّع عليه أناس في البصرة من رؤسائها وغيرهم فآذوه أشدّ الأذى وأخرجوه منها » ( 1 ) . او سپس به بغداد و کردستان وهمدان واصفهان روانه شد و سر انجام به زادگاه خويش برگشت و مردم را به آيين جديد خود فرا خواند ( 2 ) . او در آغاز کار به مطالعه زندگى نامه مدعيان دروغين نبوت مانند « مسيلمه کذّاب » ، « سجاج » « أسود عنبسى » و « طليحه أسدى » علاقه خاصى داشت . و برخى از اساتيد و علماء و حتى پدرش وى را گمراه مىديدند و مردم را از اطاعت وى بر حذر مىکردند ( 3 ) . اولين کتابى که بر رد عقايد باطل وى نوشته شد توسط برادرش « سليمان بن عبد الوهّاب » به نام « الصواعق الإلهيّة في الردّ على الوهّابيّة » بود . پدر « محمّد بن عبد الوهّاب » از عيينه به بخش حريمله انتقال يافت و در سال 1153 ، از دنيا رفت ، وى پس از فوت پدرش محيط را براى اظهار عقايد خويش مساعد يافت ولى اعتراض عمومى مردم که نزديک بود خونش را بريزند او را ناگزير کرد تا به زادگاه خويش عيينه باز گردد . و پس از پيمانى که با امير آنجا « عثمان بن معمّر » بست که هر دو بازوى يکديگر باشند ، عقايد خود را تحت حمايت او بى پرده مطرح ساخت . اولين کارى که « محمّد بن عبد الوهّاب » انجام داد ويران کردن زيارتگاههاى صحابه و اولياء در اطراف عيينه بود که از جمله آنان تخريب قبر زيد بن خطاب برادر خليفه دوم بود که با واکنش شديد علماء و بزرگان مواجه گرديد و به دنبال آن امير عيينه به ناچار ، شيخ را از اين شهر بيرون کرد . « محمّد بن عبد الوهّاب » منطقه سومى به نام درعيّه ( زادگاه مسيلمه کذّاب ) براى نشر افکار خود برگزيد و با امير اين منطقه « محمّد بن سعود » نياى خاندان سعودى همان پيمانى را بست که با امير عيينه بسته بود .
1:تاريخ العربيّة السعوديّة : 88
2:رجوع شود به زعماء الإصلاح فى عصر الحديث : 10 ، تاريخ العربيّة السعوديّة :
3:کشف الارتياب : 7
بنام خدا
از آنجايى که افکار باطل « ابن تيميّه » در منطقه شامات که مهد علم و دانش بود ، با انتقادات و اعتراضات علماء و دانشمندان مذاهب مختلف مواجه ، و اين امر باعث انزواى « ابن تيميّه » گرديد و افکار و عقايد وى نيز به بوته فراموشى سپرده شد ولى در قرن 12 اين افکار در منطقه نجد که عارى از تمدن و فاقد فرهنگ بود ، مجدداً منتشر شد و پس از آن توسط قدرت سعودى و با پشتيبانى قدرتهاى استعمارى به ترويج آن پرداختند طرح مجدد افکار « ابن تيميّه » توسط « محمد بن عبد الوهاب » در بدترين شرايط تاريخى و اوضاع بسيار نامناسبى صورت گرفت ، چرا که امت اسلام از چهار طرف مورد تهاجم شديد استعمارگران صليبى قرار داشت و بيش از هر زمان ديگرى نياز به وحدت کلمه داشت .
انگليسيها بخش عظيمى از هند را با زور و تزوير از چنگ مسلمانان خارج ساخته و با پايان دادن به شوکت امپراتورى مسلمان تيمورى خواب تسخير پنجاب وکابل و سواحل خليج فارس را مىديدند و لشگر آنان گام به گام به سمت جنوب وغرب ايران پيشروى مىکرد فرانسويها به رهبرى ناپلئون ، مصر و سوريه وفلسطين را با قوّه قهريه اشغال کرده و در حالى که به امپراتورى مسلمان عثمانى چنگ و دندان نشان مىدادند ، در انديشه نفوذ به هند بودند روسهاى تزارى که مدعى جانشينى سزارهاى مسيحى روم شرقى بودند با حملات مکرّر به ايران وعثمانى مىکوشيدند قلمرو حکومت خويش را از يکسو تاقسطنطنيه وفلسطين و از سوى ديگر تا خليج فارس گسترش دهند و بدين منظور اشغال نظامى متصرفات ايران وعثمانى در اروپا وقفقاز را در صدر برنامههاى خود قرارداده بودند حتى آمريکائيها نيز چشم طمع به کشورهاى اسلامى شمال آفريقا دوخته و با گلوله باران شهرهاى ليبى و الجزاير ، سعى در رخنه و نفوذ به جهان اسلام داشتند ، جنگ اتريش باعثمانى بر سر صربستان و همکارى ناوگان جنگى هلند با انگليسيها در محاصره نظامى پايتخت الجزاير نيز در همين دوران بحرانى صورت پذيرفت .
بنام خدا
پيشرفت اسلام در اروپا و شکست آندلس براى غرب صليبى بسيار تلخ و ناگوار بود ، و او را به فکر و انديشه انتقام واداشت و در سالهاى پايانى قرن پنجم ، پاپ رم ، با فرمان حمله به فلسطين ( قبله اول اسلام ) ، صدها هزار مسيحى بر افروخته از کينه ديرينه صليب را بر ضد توحيد از اروپا به راه انداخت تا قدس را قتلگاه مسلمانان سازند ، و به دنبال آن جنگهاى مشهورصليبى که حدود 200 سال ( 489 - 690 ) به طول انجاميد و ميليونها کشته و مجروح بر جاى گذاشت آغاز گشت در همان زمانى که مصر و شام سخت با صليبيان در گير بودند ، امت اسلامى بإ؛پپ طوفانى مهيبتر يعنى حمله مغولان به رهبرى چنگيز مواجه گرديد که آثار ارزشمند اسلامى را نابود و يا غارت کردند پنجاه سال بعد از آن ( 656 ق ) توسط هلاکو نواده چنگيز ، بغداد به خاک و خون کشيده شد و طومار خلافت عباسى در هم پيچيد و سپس بر سر حلب و موصل ( 657 - 660 ق ) همان بلا آمد که بر بغداد گذشته بود. ابن اثير مورخ مشهور مىنويسد : مصائب وارده بر مسلمين از سوى مغول آنچنان سهمگين بود که مرا ياراى نوشتن آنها نيست و اى کاش مادر مرا نمىزاييد (1)گفتنى است که در طول سلطه مغول فرستادگان سلاطين همواره مىکوشيدند که با جلب نظر مغولان و همدستى آنان امت اسلامى را از دو سو تار و مار کنند. افزون بر اينکه مادر و همسر هولاکو مسيحى بودند و سردار بزرگش در شامات ( کيتو بوقا ) نيز مسيحى بود و همچنين اباقاخان ، ( 663 - 680 ) فرزند هلاکو با دختر امپراتور روم شرقى ازدواج کرد و با پاپ و سلاطين فرانسه و انگليس بر ضد مسلمين متحد شدند و به مصر و شام لشکر کشيد و از همه بدتر ( ارغون ) نوه هلاکو ( 683 - 690 ) به وسوسه وزير يهوديش سعد الدوله ابهرى در انديشه تسخير مکه و تبديل به بتخانه افتاد و مقدمات اين دسيسه را نيز فراهم ساخت ، که خوشبختانه با بيمارى ارغون و قتل سعد الدوله آن فتنه بزرگ عملى نشد ( 2 ) الحمد للّه ،در چنين زمان حساسى که کشورهاى اسلامى در تب و تاب اين درگيريهاى ويرانگر مىسوخت و مسلمانان مورد حملههاى ناجوانمردانه شرق و غرب قرار گرفته بودند ، « ابن تيميّه » مؤسس انديشههاى وهّابيّت به نشر افکار خود پرداخت و شکاف تازهاى در امت اسلامى ايجادکرد .
1:الکامل فى التاريخ : 12 / 358
2:جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به کتاب « وهّابيّت ، مبانى فکرى وکارنامه عملى » تأليف دانشمند فرزانه و فقيه توانا حضرت آيت اللّه سبحانى ص 24-21 .
و جهت آگاهى از جنايات مغول و روابط آنان با صليبيون بر ضد اسلام رجوع شود به کتاب « تاريخ مغول » اثر محقق توانمند آقاى عباس اقبال آشتيانى صص 191 - 197 - 226 به بعد
بنام خدا
گسترش تهاجم به شيعه بعداز انقلاب اسلامي و انگيزه هاي ان
علماء و انديشمندان اهل سنّت ،از دير باز ، نگاهي نقّادانه به فرهنگ ومعارف شيعي داشته اند وهمواره سوالات وشبهاتي را مطرح کرده اند . اين رويکرد با ظهور وهابيّت در شبه جزيره عربستان ، روند وسيع ترو شديد تري به خود گرفته است و پس از پيروزي انقلاب پر شکوه ايران اين هجمه با روشهاي مدرن و بااستفاده از رسانه هاي عمومي مانند اينترنت و ماهواره در سطح خيلي وسيع گسترش يا فته است و اين بدين جهت است که مخالفين مکتب اهل بيت ، هرگز تصوّر نمي کردند که فرهنگ غني شيعه بتواند ملّت ايران را اين چنين به صحنه بياورد که با دست خالي ، ولي با قلبي اکنده از ايمان و عشق به اسلام ، طومار حکومت تا به دندان مسلّح را در هم بپيچد وبه جاي ان ، حکومت اسلامي بر پايه فقه شيعه تأسيس نمايد . و به همين جهت ، مخالفان مکتب اهل بيت ، وقتي با گسترش فرهنگ تشيّع ، موقعيّت خود را در خطر مي بينند ، با تأ ليف کتا بهاي ضدّ شيعي ِ مملوّ از تهمت وافتراء ودروغ ،سعي در مخدوش نمودن چهره نوراني مذهب شيعه در سطح جهاني دارند
و بر همين اساس بنا شد تا بحثي در اين مقوله شروع کرده و در اين باب مباحثي گفته شود ، که البته با نظرات دوستان ميتواند پر بار گردد
بازديد ديروز: 5 کل بازديد :3142
خاطرات من
آدمکها
شيعه مذهب برتر Shia is super relegion
حرفاي خودموني من
به خود آييم و بخواهيم،که انسان باشيم...
خلوت تنهايي
يک لحظه با يک طلبه!
حقوق زن
پيامبر اعظم
سايت محمد رضا آقابيگي
عدل الهي
بازي بزرگان
نکته هايي از قرآن
سکوت عشق
گروه پژوهش هاي اسلامي نورالطريق
نام: | |
ايميل: | |
